سلامعليكم
من سرطان ندارم، من سرطان ندارم، من سرطان ندارم.
علیرضا از سرطان بیضه مرده است. امیر را سرطان خون مچاله کرده است. مینو سرطان دهان دارد. آيدين مقاومت ميكند. من ندارم.
الف) وصفحال
سنگهايي كه من از ياد تو بر سينه زدم/ كعبهاي ميشد اگر خانه بنا ميكردم
ب) من به يك سوسيس سلام دادم!
داشتم در جايي مي رفتم، در برابر يك روستوران مردي ايستاده بود با قامتي به استواري و خميدگي سوسيس، براي چندرغازي كه البته از مواجب حقير بيشتر بود، گپ زديم و حسابي به هم خنديديم. آرزو كردم در اين گرما برشته نشود.
ج) من با يك زنبور حرف زدم!
بحث شيرين عصرگاهي با يكي از مدعيان عسل شناسي در قهوه خانه اي نمور زنبوري را به حرف درآورد. ما را با تكنيك هاي توليد عسل آشنا كرد و ابراز اميدواري كرد كه دفعه ي ديگر كه عسل مي خريم فريب نخوريم. موضوع ساده بود؛ مومهاي آماده را مي خرند و با شكر و نشاسته و اسانس عسل ساخته و به خوردش مي دهند، رويش را هم با عطر و اسانس گل هاي خوشبو مي پوشانند و تبديل مي شود به عسل درماني.
د) من روي ابرها راه رفتم!
توي ابر، خود ابر بودم،چكه اي بودم ناچيز، نم بودم، نمور بودم. در جنگل ابر بودم.
من زندهام. من سرطان ندارم. اما روحم آزرده است از رنج بيماران، از رنج كسان بيماران. فرصتي بود كه دست داد، خدا خواسته، كه زير زمين را ببينم، پس پرده را ببينم. آزرده اما خرسندم. آزرده اما اميدوارم و براي تمام بيماران شفا مي خواهم.
*عنوان از "آتيلا ايلحان" شاعر و ترانه سراي ترك است، به اين مضمون: هر كه را دوست داشته باشم، تويي.
غير فعال بودن بخش نظرات پست قبل، كه گمان نمي كردم چنان فاصله افتد، بي منظور و براي شبيه سازي فضاي نويسنده ي اصلي بود. اداي ديني به بانو و حسين نوروزي.

